بنر
صفحه اول مقالات موضوعي فلسفه و منطق جبر و اختیار
شرح مطلب
جبر و اختیار چاپ فرستادن به ایمیل
فلسفه و منطق
پنجشنبه ، 12 شهریور 1388 ، 16:47

از مسائلی که ارتباط نزدیک با مسأله عدالت پروردگار دارد مسأله «جبر و اختیار» است.
زیرا به اعتقاد جبریون انسان در اعمال و رفتار و گفتار خود هیچگونه اختیاری از خود ندارد، و حرکات اعضای او درست همانند حرکات جبری مهره های یک ماشین است.
سپس این سئوال پیش می آید که این عقیده با مسأله عدل الهی چگونه سازگار است؟ و شاید به همین دلیل، گروه اشاعره همان گروهی که حسن و قبح را انکار می کنند جبر را پذیرفته و عدالت را انکار کرده اند، چرا که با قبول جبر دیگر مسأله «عدالت» مفهوم نخواهد داشت.

 

برای روشن شدن این بحث ناگزیریم که چند موضوع را مورد بررسی دقیق قرار دهیم.
1.    سرچشمه اعتقاد به جبر
هر کس در درون وجودش احساس می کند که در تصمیم گرفتن آزاد است، فی المثل فلان کمک مادی را به فلان دوستش بکند یا نکند، و یا این که در حالی که تشنه است و آب جلو روی او   گذارده اند می تواند بنوشد یا نه، فلان کس در مورد او کار خلافی کرده می تواند او را ببخشد و عفو کند و یا نبخشد. یا این که هر کس میان دستی که بر اثر پیری یا بیماری لرزان است و دستی که با اراده حرکت می کند فرق می گذارد.
با این حال مسأله آزادی اراده یک احساس عمومی انسان است چرا جمعی بدنبال مکتب جبر رفته اند؟!
البته دلائل مختلفی مختلفی دارد که یک دلیل مهم آن را در اینجا یادآور می شویم. و آن این است که انسان می بیند محیط روی افراد اثر می گذارد، تربیت نیز عامل دیگری است، تلقینات و تبلیغات و فرهنگ اجتماعی نیز بدون شک در فکر و روح انسان موثر است، گاه وضع اقتصادی نیز انگیزه حرکتهائی در انسان می شود، عامل وراثت را نیز نمی توان انکار کرد.

مجموعه این امور سبب می شود که گمان کند انسان از خود اختیاری ندارد، بلکه عوامل «درون ذاتی» و «برون ذاتی» دست به دست هم می دهند و ما را وادار می کنند که تصمیمهائی بگیریم و اگر این عوامل نبودند چه بسا این اعمال از ما سر نمی زد. اینها اموری است که می توان از آنها به جبر محیط، جبر شرایط اقتصادی، جبر تعلیم و تربیت و جبر وراثت تعبیر کرد، و از عوامل مهم توجه فلاسفه به مکتب جبر است.
2.    نکته اصلی اشتباه جبریها
اما آنها که چنین فکر می کنند از یک نکته اساسی غافلند و آن بحث «انگیزه ها» و «علل ناقصه» نیست بحث در علت تامه است. به تعبیر دیگر: هیچ کس نمی تواند سهم «محیط» و «فرهنگ» و «عوامل اقتصادی» را در اندیشه و افعال انسان نفی کند، بحث در این است که با تمام این انگیزه ها باز تصمیم نهائی با خود ماست.
زیرا ما به روشنی احساس می کنیم که حتی در یک نظام غلط و طاغوتی مانند نظام شاهنشاهی گذشته که زمینه برای انحرافات فراوان بود، مجبور نبودیم منحرف شویم، در همان نظام و فرهنگ می توانستیم «رشوه» نخوریم، به «مراکز فساد» نرویم، بی بند و باری نداشته باشیم. بنابراین حساب    «زمینه ها» را از علت تامه باید جدا کرد.
به همین دلیل بسیارند کسانی که در یک خانواده آلوده، یا فرهنگ منحط، پرورش یافته اند، و یا از وراثت نامناسبی برخوردار بوده اند، در عین حال راه خود را از همه جدا کرده و حتی گاه دست به قیام و انقلاب برضد همان محیط زده اند، اگر بنا بود همه انسانها فرزند محیط و فرهنگ و تبلیغات زمانشان باشند، نباید هیچ انقلاب اساسی در دنیا صورت بگیرد، باید همه با محیط خود بسازند، و هیچکس محیط جدید و نوینی نسازد.
اینها همه نشان می دهد عواملی که ذکر شد، هیچکدام سرنوشت ساز نیست، تنها زمینه ساز است، سرنوشت اصلی را اراده تصمیم می گیریم که به فرمان خدا روزه بگیریم، تمام ذرات وجود ما تمنای آب دارد، اما ما برای اطاعت فرمان حق همه اینها را نادیده می گیریم، در حالی که دیگری ممکن است به این تقاضا گوش دهد و روزه نگیرد.
نتیجه این که ماورای تمام انگیزه ها، عامل سرنوشت سازی به عنوان اراده و تصمیم انسان وجود دارد.
3.    عوامل اجتماعی و سیاسی مکتب جبر
حقیقت این است که مسأله جبر و اختیار در طول تاریخ مورد سوء استفاده فراوان واقع شده است، یک سلسله عوامل جنبی در دامن زدن به عقیده جبر و نفی آزادی اراده انسان دائما موثر بوده است، از جمله:
الف- عوامل سیاسی: بسیاری از سیاستمداران جبار و خودکامه برای خاموش کردن شعله انقلاب مستضعفین، و ادامه حکومت نامشروع خود دائما به این فکر دامن زدند که ما از خودمان اختیاری نداریم، دست تقدیر و جبر تاریخ سرنوشت ما را در دست دارد، اگر گروهی امیرند و گروهی اسیرند این حکم قضا و قدر یا جبر تاریخ است!
پیداست که این طرز فکر تا چه حد می تواند توده ها را تخدیر کند، و به ادامه سیاستهای استعماری کمک نماید، در حالی که در عقل و شرع سرنوشت ما به دست ماست و قضا و قدر به معنی جبری، اصلا وجود ندارد، قضا و قدر الهی بر طبق حرکت و خواست و اراده و ایمان و تلاش و کوشش ما تعیین شده است.
ب- عوامل روانی: افراد تنبل و سست و بیحالی هستند که غالبا در زندگی گرفتار شکست می شوند، و هرگز میل ندارند به این حقیقت تلخ اعتراف کنند که تنبلی یا اشتباهات آنها باعث شکست آنها شده، لذا برای تبرئه خود دست به دامن مکتب جبر می زنند و گناه خود را به گردن سرنوشت اجباری می افکنند، تا از این راه آرامش کاذبی پیدا کنند، می گویند چه می توان کرد گلیم بخت ما را از روز اول سیاه بافتند، با آب زمزم و کوثر نمی توان آنرا سفید کرد، ما یک پارچه استعداد و کوشش هستیم اما افسوس که بخت یار ما نیست!
ج- عوامل اجتماعی
بعضی می خواهند آزاد باشند و به هوسرانیهای خود ادامه دهند و هرگونه گناهی که با تمایلات حیوانی آنها سازگار بود مرتکب شوند، و در عین حال خود را به نوعی قانع کنند که گناهکار نیستند، و جامعه رانیز فریب دهند  که آنها بی گناهند.
اینجاست که پناه به عقیده جبر می برند و هوسبازی های خود را به عنوان اینکه ما در کارهایمان از خودمان اختیاری نداریم توجیه می کنند!
ولی به خوبی می دانیم که همه اینها دروغ است، و حتی خود کسانی که این مسائل را مطرح می کنند خود ایمان به بی اساس بودن عذرهای واهی دارند، منتها لذات و منافع زود گذر آنها اجازه نمی دهد که حقیقت را آشکار بگویند.
لذا برای سالم سازی جامعه باید با طرز تفکر جبری، و اعتقاد به سرنوشت اجباری که ابراز دست استعمار و استثمار، و وسیله توجیه دروغین شکستها، و عامل پیشرفت آلودگی در اجتماع است مبارزه کرد.




روشنترین دلیل بر آزادی اراده و اختیار
1)    وجدان عمومی انسانها جبر را نفی می کند: گر چه فلاسفه و دانشمندان الهی پیرامون مسأله آزادی اراده انسان بحثها و دلائل مختلفی دارند، اما برای این که راه را کوتاه و میان بر کنیم به سراغ روشن ترین دلیل طرفداران آزادی اراده می رویم و آن «وجدان عمومی انسانها» است.
توضیح: ما هر چیز را انکار کنیم، این واقعیت را نمی توانیم منکر شویم که در همه جامعه های انسانی اعم از خداپرست و مادی، شرق و غرب، قدیم و جدید، ثروتمند و فقیر، توسعه یافته و نیافته، دارای هرگونه فرهنگ، همه بدون استثناء در این مسأله توفق دارند که باید «قانون» بر جوامع انسانی حکمفرما شود و افراد در برابر قوانین مسئولیت دارند و کسانی که از قانون تخلف کنند باید به نحوی  «مجازات» گردند.
خلاصه: حاکمیت قانون، مسئولیت افراد را در برابر آن، و مجازات متخلف، از مسائلی است که مورد اتفاق همه عقلای جهان است، تنها اقوام وحشی بودند که این مسأله که از آن به وجدان عمومی مردم جهان تعبیر می کنیم، روشنترین دلیل بر آزادی اراده انسان و دارا بودن اختیار است.
چگونه می توان باور کرد که انسان در اراده و عملش مجبور باشد و هیچگونه اختیار از خود نداشته باشد ولی او را در برابر قوانین مسوول بدانیم، و به هنگام تخلف در قانون به پای میز محاکمه بکشانیم و تحت بازپرسی قرار دهیم و بگوئیم چرا چنین کردی؟ و چرا چنان نکردی؟!
و بعد ار ثبوت تخلف او را محکوم به زندان و گاهی اعدام کنیم.
این درست به آن می ماند که ما سنگهائی را که از کوه ریزش می کنند، و در وسط جاده ها مایه مرگ مسافرین می شوند، به پای میز محاکمه بکشانیم. درست است که ظاهرا یک انسان با یک قطعه سنگ تفاوت بسیار دارد، اما اگر ما آزادی اراده انسان را نفی کنیم این فرق ظاهری هیچ تأثیری نخواهد داشت، و هر دو معلول عوامل جبری خواهند بود، سنگ تحت تأثیر قانون جاذبه به وسط جاده ریزش می کند، و انسان جانی و قاتل و منتخلف، تحت تأثیر عوامل جبری دیگر. مطابق اعتقاد جبریها میان این هیچ فرقی از نظر نتیجه وجود ندارد و هیچ کدام کاری به اراده خود انجام نداده اند، چرا که یکی محاکمه شود و دیگری نشود؟!
ما بر سر دوراهی قرار داریم: یا باید وجدان عمومی مردم جهان را تخطئه کنیم، و تمام قوانین و دادگاهها و مجازاتهای مختلفان را کاری عبث و بیهوده بلکه ظالمانه، بشمریم و یا عقیده طرفداران جبر را انکار کنیم.
مسلما ترجیح با دوم است، جالب این که حتی آنها که از نظر تفکر و عقیده فلسفی، دم از مکتب «جبر» می زنند و برای آن استدلال می کنند به هنگامی که وارد زندگی می شوند در عمل طرفدار اصل آزادی اراده اند!
زیرا اگر کسی به حقوق آنها تجاوز کند، و یا اذیت و آزار به آنها برساند او را در خور سرزنش و توبیخ می شمرند، و از او شکایت به دادگاه می کنند، و گاهی می خروشند و فریاد می کشند و تا متخلف را به کیفر قانونی نرسانند از پای نمی نشینند!
خوب اگر راستی انسان از خود اختیاری ندارد این سرزنش و شکایت و جوش و خروش و داد و فریاد برای چیست؟!
به هر حال، این وجدان عمومی عقلای جهانی دلیل ارزنده ای است بر این واقعیت که همه انسانها در اعماق جانشان آزادی اراده را پذیرفته اند، و همیشه نسبت به آن وفادار بودند و حتی یک روز بدون اعتقاد نمی توانند زندگی کنند، و چرخهای برنامه های اجتماعی و فردی خود را بچرخانند.
2)    تضاد منطق «جبر» با منطق «مذهب»: آنچه در بالا گفتیم پیرامون تضاد مکتب جبر با وجدان عمومی عقلای جهان بود، اعم از طرفداران مذهب و کسانی که اصلا مذهبی نپذیرفته اند ولی از نظر تفکر مذهبی نیز دلیل قاطع دیگری بر ابطال مکتب جبر در دست داریم. زیرا هرگز اعتقادات مذهبی با عقیده جبر سازگار نیست، و برنامه های مذهبی نیز با قبول این مکتب همه مخدوش می شود، زیرا ما چطور می توانیم عدالت خداوند را که در بحثهای گذشته به وضوح ثابت کردیم با مکتب جبر تطبیق دهیم؟ چگون ممکن است خداوند کسی را مجبور انجام کار بدی کند، بعد او را مجازات نماید که چرا چنین کردی؟ این با هیچ منطقی سازگار نیست!
بنابراین با قبول مکتب جبر «ثواب و عقاب» و «بهشت و دوزخ» بی معنی و بی محتوا خواهد بود.
همچنین، نامه اعمال، سئوال، حساب الهی، مذمتی که در مورد بدکاران در آیات قرآن شده و ستایشی که از نیکوکاران به عمل آمده، همه این مفاهیم از بین می رود. زیرا مطابق این فرض نه نیکوکار اختیاری از خود داشته و نه بدکار.
از این گذشته ما در نخستین برخورد با مذهب، به مسأله «تکلیف و مسئولیت» برخورد می کنیم، ولی آیا در موردی که هیچ کس از خود اختیار ندارد تکلیف و مسئولیت معنی دارد؟!
آیا به کسی که دستش بی اختیار لرزان است می توان گقت این کار را نکن، و یا به کسی که در یک سراشیبی تند گرفتار شده و بی اختیار به پائین می دود، می توانیم بگوئیم بایست. به همین دلیل امیر مومنان علی(ع) در روایت معروفی می فرماید مکتب جبر مکتب بت پرستان و حزب شیطان است.(1)
مکتب واسطه
«امر بین الامرین» چیست؟
1. تفویض در برابر جبر: البته در برابر اعتقاد به جبر که در سوی «افراط» قرار گرفته، مکتبی به نام مکتب «تفویض» است که در سمت «تفریط» است.
عقیده مندان به تفویض معتقدند که خداوند ما را آفریده و همه چیز را به دست خود ما واگذارده و بکلی از اعمال و افعال ما بیگانه است و به این ترتیب، ما در قلمرو اعمالمان از هر نظر مستقل و حکمران بلا منازع هستیم!
بدون شک این اعتقاد، با اصل توحید سازگار نیست، چرا که توحید به ما تعلیم داده که همه جهان ملک خداست، و چیزی از قلمرو حکومت او بیرون نیست، حتی اعمال ما در عین اختیار و آزادی اراده، از قلمرو و قدرت او نمی تواند بیرون باشد و گر نه شرک لازم می آید.
مهم آن است که ما هم انسان را آزاد بدانیم و صاحب اختیار، و هم خدا را حاکم بر او و اعمال او بدانیم.
2. مکتب واسطه: نکته باریک همین جاست که تصور نکنیم میان این دو تضاد است. نکته باریک این است که ما هم «عدالت» خدا را کاملا بپذیریم و برای بندگان «آزادی و مسئولیت» قائل شویم، و هم «توحید» و حاکمیت او بر تمام جهان هستی، و این همان چیزی است که از آن تعبیر به «امر بین الامرین» می شود (یعنی مطلبی که در میان دو عقیده افراطی ونادرست قرار گرفته).
از آنجا که بحث کمی پیچیدگی دارد اجازه دهید با یک مثال واضح آن را روشن سازیم.
فرض کنید شما با یک دستگاه قطار برقی مشغول مسافرت هستید و راننده قطار شمایید. یک سیم برق قوی در سرتاسر مسیر قطار کشده شده، و حلقه مخصوص از بالای قطار روی این سیم می لغزد و حرکت می کند و لحظه لحظه برق را از یک منبع قدرتمند به لکوموتیو قطار منتقل می کند، بطوری که اگر یک لحظه منبع مولد، برق به قطار نرساند فورا در جای خود متوقف می شود.
بدون شک شما آزادید هر کجا می خواهید در مسیر راه می توانید توقف کنید، کم یا زیاد، و با هر سرعتی بخواهید می توانید حرکت نمایید. ولی با تمام این آزادیها که دارید کسی که پشت دستگاه مولد برق نشسته هر لحظه می تواند شما را متوقف سازد چرا که تمام قدرت نیروی شما از همان برق است و کلید آن در دست اوست.
هنگامی که در این مثال دقت می کنیم می بینیم چنین شخصی در عین آزادی و اختیار و مسئولیت در قبضه قدرت دیگری قرار دارد و این دو با هم منافات ندارد. پس خداوند به ما نیرو و توان داده، عقل و هوش و قدرت جسمانی بخشیده، و این امکانات لحظه به لحظه از ناحیه خداوند به ما می رسد، و اگر یک لحظه کوتاه لطف او از ما قطع گردد و رابطه ما با او بریده شود معدود خواهیم شد. ما اگر می توانیم کاری انجام بدهیم با قدرتی است که او به ما داده و لحظه به لحظه ادامه می دهد، حتی آزادی و اختیار ما نیز از ناحیه اوست، یعنی او خواسته است که ما آزاد باشیم و با استفاده از این موهبت بزرگ الهی راه تکامل را بپوئیم. بنابراین ما در عین اختیار و آزادی اراده در قبضه قدرت او هستیم و سر بر آستان او داریم و از قلمرو و حاکمیت او بیرون نخواهیم بود، ما در عین توانائی و قدرت وابسته به او هستیم و بدون او هیچ خواهیم بود، و این است معنی «الامرین بین الامرین» زیرا نه موجودی را همسان خدا دانسته ایم تا شرک لازم آید و نه بندگان را مجبور در اعمالشان می دانیم تا ظلم لازم آید. این درس را از مکتب اهلبیت(ع) آموخته ایم، هنگامی که می پرسیدند آیا میان جبر و تفویض راه دیگری وجود دارد می فرمودند آری، وسیعتر از فاصله میان زمین و آسمان.
3. قرآن و مسأله جبر و اختیار: قرآن مجید در این مسأله صراحت دارد و به وضوح آزادی اراده انسان را اصبات می کند و صدها آیه در قرآن در زمینه آزادی اراده انسان آمده است!
الف- تمام آیاتی که در ان امر و نهی و تکلیف و برنامه آمده است، همه دلیل بر اختیار و آزادی اراده انسان است چرا که اگر انسان مجبور بود، امر و نهی، لغو و بیهوده بود.
ب- تمام آیاتی که سخن از سوال در روز قیامت و محاکمه در آن دادگاه و سپس پاداش و کیفر و بهشت و دوزخ می گویند دلیل بر اختیار است، چون در فرض جبر تمام اینها نامفهوم و سوال و محاکمه و مجازات بدکاران ظلم محض است.
ج- تمام آیاتی که سخن از ملامت بدکاران و مدح  توصیف نیکو کاران می گوید دلیل بر اختیار است، چرا که در صورت جبر هم آن ملامت و هم آن مدح و ستایش معنی ندارد.
د- تمام آیاتی که سخن از این می گوید که انسان در گرو اعمال خویش است مانند «کل نفس بما کسبت رهینه» هر انسانی در گرو اعمال خود می باشد. و «کل امری بما کسب رهین» هر فردی در گرو اعمالی است که انجام داده. و مانند اینها به روشنی اختیار انسان را ثابت می کند.

منابع و مأخذ:
1.    قرآن کریم.
2.    اصول کافی، محدث کلینی، ج1و2.
3.    آفریدگار جهان، ناصر مکارم شیرازی.
4.    راز آفرینش، کرسی موریسن.
5.    ماتریالیسم و متافیزیک، محمد صادقی.
6.    جبر و اختیار، محمد تقی جعفری.
7.    خداوند بزرگ و من، موریس مترلینگ.

 

 
امکانات
ورود به سایت/عضویت
پربیننده ترین مطالب
272.gif
بنیان مقدس ازدواج معمولا با خواستگاری آغاز می شود. یعنی تدبیر حکیمانه الهی، مرد را مظهر
608.gif
تيپهاي‌ بدني‌ و كژ رفتاري‌ بسياري‌ از نظريه‌ پردازان‌ در تبيين‌ زيست‌ شناختي‌ كژ
205.gif
تا آنجاكه شواهد تاريخي در اين مورد نشان مي دهد ، ورزش تنيس طي قرون 12 و 13 ميلادي ابتدا در
630.gif
هنرهاي‌ سنتي‌ ايران‌ ، هنرهاي‌ اصيل‌ مردمي‌ هستند . هنرهايي‌ كه‌ از فطرت‌ پاك‌
308.gif
الف – گرايش مكانيك در طراحي جامدات هدف تربيت آزمايشگاهي متخصصاني است كه بتوانند در
504.gif
آيا خارش پوست در دوران بارداري طبيعي است؟ وجود خارش در دوران بارداري در بعضي از نواحي
656.gif
یکی از مهمترین خصوصیات بارز ماهیانِ ساکن عرض های جغرافیایی بالا و میانه، فصلی بودن
540.gif
محققين نانوتکنولوژي دانشگاه رايس روش جديدي جهت آزمايش تمام فاکتورهاي خوني ابداع کرده
234.gif
قاب هاى روزشمار عباس عطار، عكاس (فوتوژورناليست) متولد سال ۱۳۲۳ خاش دانش آموخته رشته
310.gif
آيا باور می‌کنيد که در ماه طوفان بيايد. ماه فاقد اتمسفر است و آنچه ما از طوفان به خاطر
تبلیغات متنی
شرکت توسعه نسل وب
با پرداخت ماهیانه 1000 تومان میتوانید سایت راه اندازی کنید!
انجمنهای گفتگوی سوی.آی آر
انجمن های علمی، فرهنگی و هنری سوی.آی آر
آمار بازديد
mod_vvisit_counterامروز223
mod_vvisit_counterدیروز594
mod_vvisit_counterاین هفته2024
mod_vvisit_counterاین ماه5264
mod_vvisit_counterکل بازدیدها6611868

تمامی حقوق این سایت متعلق به گروه پرشین یوزر می باشد
برداشت مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است | نمایش بهتر با Firefox

 
"