بنر
صفحه اول مقالات موضوعي دین و اندیشه اکرام به والدین
شرح مطلب
اکرام به والدین مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه ، 12 شهریور 1388 ، 16:05

در مكتب اسلام در مجموع بايد و نبايدها، مجموعه‏اى از حقوق بيان شده، كه از آن جمله است: حقوق خدا بر انسان، و حقوق والدين (پدرو مادر) بر انسان، يكى از دقيقترين مسائلى كه اسلام به آن پرداخته، تقابل اين دو حق است. نحوه تعامل اين دو حق، باعث بحثهاى فراوانى مى‏شود كه البته اين بحث در بررسى و تامل در مسئله حقوق پدر و مادر بر فرزند و وظيفه‏اى كه فرزند نسبت به والدين دارد، اجتناب ناپذير خواهد بود.

 

اسلام در متن كتاب خود قرآن، به صورت ويژه‏اى به وظيفه فرد نسبت به والدين پرداخته است. همچنين به اين مسئله در احاديث فراوان معصومان (ع) توجه شده است. همچنين، قرآن در برخى آيات كه درباره اطاعت از پدر و مادر و احسان به آنها سخن مى‏گويد، به تعامل و رابطه اين اطاعت با پيروى از دستورهاى خداوند به صراحت تاكيد مى‏كند، و خطوط و مرزهاى آن را مشخص مى‏نمايد. در اين نوشتار سعى بر آن است كه وظيفه فرد نسبت به خداوند و والدين از ديدگاه قرآن و نحوه ارتباط وتعامل آنها بررسى شود.

احترام به پدر و مادر در منطق اسلام
اگر چه عواطف انسانى و حق شناسى به تنهايى براى رعايت احترام در برابر والدين كافى است. ولى از آنجا كه اسلام حتى در مسائلى كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد و هم عاطفه آن رابوضوح در مى‏يابد سكوت روا نمى‏دارد و به عنوان تاكيد در اين گونه موارد هم دستورهاى لازم را صادر مى‏كند، درباره احترام به والدين آنقدر تاكيد كرده است كه در كمتر مسئله‏اى ديده مى‏شود به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى‏كنيم:
الف: در چهار سوره قرآن مجيد، به نيكى به والدين بلافاصله بعد از مسئله توحيد قرار گرفته است. اين همرديف بودن، بيانگر اين است كه اسلام تا چه حد براى پدر و مادر احترام مى‏گذارد.

1- ( .....لا تعبدون الا الله و بالوالدين احساناً» بقره /83 (.... بجز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد).
2. (واعبدوا الله و لا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً» (نساء 36) و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
ب: اهميت اين موضوع تا آن پايه است كه هم قرآن و هم روايات، صريحاً توصيه مى‏كنند كه حتى اگر پدر و مادر كافر باشند، رعايت احترامشان لازم است.
1- ( وقضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احساناً» (اسراء 23) و پروردگارت حكم كرد كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
2. (الا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً» (انعام 151) چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
3. (و آن جاهداك على ا ن تشرك بى ماليس لك به علم فلا تطعمها و صاحبهما فى الدنيا معروفاً» (لقمان 15) و اگر آنان به تو اصرار كنند كه با من آنچه را كه علم به آن ندارى، شريك كنند اطلاعتشان مكن ولى در دنيا به نيكى با آنان رفتار كن.
ج: شكرگزارى در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزارى در برابر نعمتهاى خدا قرار داده شده است؛ چنانكه مى‏خوانيم: «ا ن اشكرلى ولوالديك الى المصير» (لقمان 14) مرا و پدر و مادرت را شكركن كه بازگشت به سوى من است؛ با اين كه نعمت خدا بيش از آن اندازه است كه قابل احصا و شماره باشد، پس، اين دليل بر عمق و وسعت حقوق پدران و مادران است.
قرآن حتى كمترين بى‏احترامى را در برابر پدر و مادر، اجازه نداده است. در حديثى، امام صادق (ع) مى‏فرمايند: «لو علم الله شيئاً هو ادنى من اف لنهى عنده و هو من ادنى العقوق، و من العقوق ا ن ينظر الرجل الى و الديه فيجد النظر اليها» اگر چيزى كمتر از «اف» وجود داشت، خدا از آن نهى مى‏كرد. «اف» كمترين اظهار ناراحتى است. و از اين جمله، نظر كردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است.
ه: با اينكه جهاد يكى از مهمترين برنامه‏هاى اسلامى است، تا هنگامى كه جنبه وجوب عينى نداشته باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است. پس اگر حضور در اين جهاد موجب ناراحتى آنان شود، جايز نيست. در حديثى از امام صادق (ع) آمده است كه مردى نزد پيامبر اسلام (ص) آمد و عرض كرد، جوان با نشاط وورزيده‏اى است و جهاد را دوست دارد، ولى مادرش از اين موضوع ناراحت مى‏شود. پيامبر (ص) فرمودند: «ارجع فكن مع والدتك فوالذى بعثنى بالحق لانسها بك ليله خير من جهاد فى سبيل الله سنه» برگرد و با مادر خويش باش. قسم به آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرد، يك شب مادر با تو مأنوس شود، از يك سال جهاد در راه خدا بهتر است.
البته، هنگامى كه جهاد جنبه وجوب عينى پيدا كند، كشور اسلامى در خطر قرار گيرد و حضور همگان لازم شود، هيچ عذرى حتى نارضايتى پدر و مادر پذيرفته نيست.
پبامبر (ص) فرمودند: «اياكم وعقوق الوالدين فان ريح الجنه توجد ممن سيرع الف عام ولايجدها عاق» از عاق پدر ومادر بترسيد زيرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام مى‏رسد؛ اما هيچگاه به كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسيد.
اين تعبير، اشاره لطيفى به اين موضوع دارد كه چنين اشخاصى نه تنها در بهشت گام نمى‏گذارند، بلكه در فاصله بسيار زيادى از آن قرار دارند و حتى نمى‏توانند به آن نزديك شوند. سيد قطب در تفسير فى‏ظلال القرآن، حديثى به اين مضمون از پيامبر (ص) نقل مى‏كند كه مردى كه مادرش را بر دوش گرفته بود و طواف مى‏داد، پيامبر (ص) را در همان حال مشاهده كرد. عرض كرد: «آيا حق مادرم را با اين كار انجام دادم».
پيامبر فرمودند: «نه، حتى جبران يكى از ناله‏هاى او را به هنگام وضع حمل» نمى‏كند.
يك نكتة كه دراينجا بايد ذكر شود، اين است كه گاه مى‏شود پدر و مادر پيشنهادهاى غير منطقى يا خلاف شرع به انسان مى كند، بديهى است اطاعت آنان در هيچ يك از اين موارد، لازم نيست. ولى با اين حال، بايد با برخورد منطقى و انجام دادن وظيفه امر به معروف و نهى از منكر در بهترين صورتش، با اين گونه پيشنهادها برخورد كرد. امام كاظم (ع) مى‏فرمايند: «كسى نزد پيامبر (ص) آمد و از حق پرد وفرزند سئوال كرد. فرمودند: بايد او را با نام صدا نزند (بلكه بگويد پدرم)، جلوتر از او نرود، قبل از او ننشيند و كارى نكند كه مردم به پدرش بدگويى كنند (نگويند خدا پدرت را نيامرزد كه چنين كردى)».
توحيد و نيكى به پدر و مادر، سرآغاز يك رشته احكام مهم اسلامى
«لا تجعل مع الله الها اخر فتقعد مذموماً مخذولاً و قضى ربك الا تعبدوا الا اياء و بالوالدين احساناً اما يبلغن عندك الكبر احدهما اوكلاهما فلا تقل لهما «اف» و لا تنهر هما و قل لهما قولاً و كريماً و احفض لهما جناح الذال من الرحمه و قل رب ارحمهما كما ريبانى صغيراً ربكم اعلم بما فى نفوسكم ان تكونوا صالحين فانه كان للاوابين غفوراً» (اسراء 22-25) با خداى يكتا، خداى ديگرى به خداى مگير كه نكوهيده و خوار خواهى ماند. پروردگارت مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. هر گاه تا تو زنده هستى هر دو يا يكى از آن دو سالخورده شوند، آنان را ميازار و به درشتى خطاب مكن و با آنان به اكرام سخن بگو. در برابرشان از روى مهربانى سر تواضع فرود آور و بگو: اى پروردگار من، همچنانكه مرا در خردى پرورش دادند، بر آنان رحمت آور. پروردگارتان از هر كس ديگر به آنچه در دلهايتان مى‏گذرد. داناتر است. و اگر از صالحان باشيد. او توبه كنندگان را مى‏آمرزد.
آيات مورد بحث، سر آغازى براى بيان يك سلسه از احكام اساسى اسلام كه با مسئله توحيد وايمان شروع مى‏شود، توحيدى كه خمير مايه همه فعاليتهاى مثبت و كارهاى نيك و سازنده است. آيه نخست با توحيد شروع شده است و تاكيد مى‏كند كه نبايد براى خداوند يگانه هيچ معبودى قرار داد. آيه نمى‏گويد: «معبود ديگرى را با خدا پرستش مكن». بلكه مى گويد: قرار مده» تا معناى وسيعترى داشته باشد. يعنى، نه در عقيده، نه در عمل، نه در دعا و تقاضا، و نه در پرستش معبود ديگرى را در كنار «الله» قرار مده.
سپس به بيان نتيجه شرك مى‏پردازد، كه همانا با نكوهش و خوارى نشستن است. انتخاب كلمه «قعود» (نشستن) در اينجا، اشاره به ضعف و ناتوانى است، زيرا در ادبيات عرب، اين كلمه كنايه از ضعف است؛ همانگونه كه گفته مى‏شود: « قعد به الضعف عن‏القتال» (ناتوانى سبب شد كه از بيكار با دشمن بنشيند).از جمله بالا استفاده مى‏شود كه شرك، سه اثر بسيار بد در وجود انسان مى‏گذارد:
1- شرك مايه ضعف، ناتوانى، زبونى و ذلت است؛ در حالى كه توحيد، عامل قيام، حركت و سرافرازى است.
2- شرك، مايه مذمت ونكوهش است؛ چرا كه يك خط روشن انحرافى است، در برابر منطق عقل و كفرانى است آشكار، در مقابل نعمت پروردگار. و آنكس كه تن به چنين انحرافى دهد، در خور مذمت است.
3- شرك سبب مى‏شود كه خداوند، مشرك را به معبودهاى ساختگى‏اش واگذارد و دست از حمايتش بردارد. و از آنجا كه معبودهاى ساختگى نيز قادر به حمايتش بردارد و از آنجا كه معبودهاى ساختگى نيز قادر به حمايت كسى نيستند و خدا هم حمايتش را از چنين كسانى برداشته است، آنان «مخذول» و بدون يار و ياور خواهند شد. در آيات ديگر قرآن نيز همين معنا به شكل ديگرى مجسم شده است؛ چنانچه مى‏فرمايد: «مثل الذين اتخذوا من دون الله اولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتاً و ا ن اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كانوا يعلمون» ( عنكبوت 41) (مثل آنان كه غير از خدا را به دوستى گرفتند، مثل عنكبوت است كه خانه‏اى بساخت و همانا سست‏ترين خانه‏ها، خانه عنكبوت است، اگر مى‏دانستند.
بعد از اصل توحيد، به يكى از اساسى‏ترين تعليمات انسانى انبيا- با تاكيد مجدد بر توحيد- اشاره شده است؛ كه همانا نيكى به پدر و مادر است.
«قضا»، مفهوم محكمترى امر دارد. و فرمان قطعى و محكم را مى‏رساند. اين مطلب، نخستين تاكيد در اين باره است، قرار دادن توحيد در كنار نيكى به پدر و مادر، تاكيد ديگرى بر اهميت اين دستور اسلامى است. مطلق بودن «احسان» كه هر گونه نيكى را در بر مى‏گيرد، و همچنين «والدين» كه مسلمان و كافر را شامل مى‏شود، سومين و چهارمين تاكيد در اين جمله است. نكره بودن «احساناً» كه دراين گونه موارد براى بيان عظمت مى‏آيد، پنجمين تاكيد محسوب مى‏شود. توجه به اين نكته لازم است كه فرمان، معمولاً روى يك امر اثباتى مى‏رود؛ در حالى كه در اينجا، روى نفى رفته است. اين نكته، ممكن است به خاطر آن باشد كه از كلمه «قضى»، فهميده مى‏شود كه جمله ديگرى در شكل اثباتى در تقدير است يا اينكه مجموع جمله نفى و اثبات : «الا تعبدوا الا اياه». در حكم يك جمله اثباتى؛ اثبات عبادت انحصارى پروردگار است.
سپس، يكى از مصداقهاى روشن نيكى به پدر و مادر بيان شده است. در اينجا، به قسمتى از ريزه‏كاريهاى برخورد بسيار مودبانه و احترام آميز فرزندان به پدران و مادران از ديدگاه قرآن، اشاره مى‏شود.
1. از يك‏سو، روى حالت پيرى آنان- كه در آن موقع نيازمندتر به حمايت ومحبت و احترامند- تاكيد مى‏كند، و فرزندانشان را از كمترين سخن اهانت آميز به آنان نهى مى‏كند. آنان ممكن است بر اثر كهولت، طورى شوند كه نتواند بدون كمك ديگرى حركت كنند، از جا برخيزند و حتى ممكن است قادر به رفع آلودگى از خود نباشند. در اين مواقع، آزمايش بزرگ فرزندان شروع مى‏شود.
2. از سوى ديگر، قرآن تاكيد مى‏كند كه در اين هنگام نه تنها به آنان نبايد «اف» گفت: و با صداى بلند و اهانت آميز با آنان صحبت كرد، بلكه با قول كريم و گفتار بزرگوانه بايد با آنان گفتگو كرد. همه اينها، نهايت ادب در سخن را مى‏رساند، كه زبان كليد قلب است.
3. از سوى ديگر، دستور به تواضع و فروتنى داده شده است، تواضعى كه نشاندهنده محبت و علاقه باشد، و نه چيز ديگر
4. سرانجام، سفارش شده است كه حتى موقعى كه فرزند رو به سوى درگاه خدا مى‏آورد، پدر و مادر را، چه در حيات و چه در ممات، نبايد فراموش كند و بايد تقاضاى رحمت پروردگار را برايشان بنمايد، بويژه اين تقاضايش را با اين دليل همراه سازد: «پروردگارا، همان گونه كه آنان در كودكى مرا تربيت كردند. تو به آنان رحم كن» نكته مهمى كه از اين تعبير- علاوه بر آنچه گفته شد- استفاده مى‏شود. اين است كه اگر پدر و مادر آنچنان مسن و ناتوان شدند كه به تنهايى قادر بر حركت و دفع آلودگيها از خود نباشند. فراموش نكن كه تو هم در كودكى چنين بودى و آنان را بايد جبران كرد. از آنجا كه گاهى در رابطه با حفظ حقوق پدر و مادر واحترام و تواضع به آنان، ممكن است لغزشيهايى پيش بيايد كه انسان آگاهانه يا نا آگاهانه به سوى آن كشيده شود. در آخرين آيه مورد بحث مى‏فرمايد: «پروردگار شما به آنچه در دلهاى شماست، آگاهتر است؛ زيرا علم خدا در همه زمينه‏ها ضرورى، ثابت، ازلى و خالى از هر گونه اشتباه است؛ در حالى كه علوم انسانى واجد اين صفات نيست.
بنابراين اگر بدون قصد طغيان و سركشى در برابر فرمان خدا لغزشى در زمينه احترام و نيكى به پدر و مادر از انسان سر زد ولى بلافاصله پشيمان شد و در مقام جبران بر آمد، مسلماً مشمول عفو خدا خواهد شد.
1. «اواب» از ماده «اوب» به بازگشت توام با اراده گفته مى‏شود؛ در حالى كه «رجوع» هم به بازگشت با اراده و هم بى‏اراده اطلاق مى‏گردد. به همين دليل به «توبه»، «اوبه» گفته مى‏شود؛ چون حقيقت توبه، بازگشت توام با اراده به سوى خداست. از آنجا كه «اواب» صفت مبالغه است، به كسى گفته مى‏شود كه هر لحظه از او خطايى سر زند و در همان حال، به سوى پروردگار بازگردد. اين احتمال نيز وجود دارد كه ذكر صيغه مبالغه، اشاره به تعدد عوامل بازگشت به رجوع به خدا باشد؛ زيرا ايمان به پروردگار از يك‏سو، توجه به دادگاه عالم قيامت از سوى ديگر، وجدان بيدار از سوى سوم، و توجه به عدالت و آثار گناه از سوى چهارم، دست به دست هم مى‏دهند و انسان را موكداً از مسير انحرافى به سوى خدا مى‏برند.
2. «واذا خذنا ميثاق بنى اسرائيل لا تعبدون الا الله و بالوالدين احساناًأ» (بقره 83) و به ياد آوريد هنگامى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
اگر چه آيات درباره بنى‏اسرائيل نازل شده است، ولى يك سلسله قوانين كلى براى همه ملل دنيا در بردارد. از ديدگاه قرآن، برقرارى و سربلندى ملتها در صورتى است كه به بزرگترين قدرت بى‏زوال تكيه كنند، در همه حال از او مدد بگيرند و فقط در برابر او سر تعظيم فرود آورند؛ كه اگر چنين كنند، از هيچ كس ترس و وحشتى نخواهند داشت. واضح است كه چنين تكيه گاه و مبدئى جز آفريدگار بزرگ نمى‏تواند باشد. از طرف ديگر، براى بقا و جاويدان ماندن ملتها، همبستگى خاص بين افراد خاص لازم است. اين عمل در صورتى امكان دارد، كه هر كس به پدر و مادر خود كه شعاع بستگى آنان به وى نزديكتر است، در مرحله بعد به خويشان و بعد از آنان به همه افراد اجتماع، نيكى كند. بدين گونه، همه بال و پر يكديگر مى‏شوند، و افراد ضعيف را حمايت مى‏كنند.
3. ( واعبدوالله و لا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناً» (نساء 36) و خدا را بپرستيد و هيچ چيز را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
آيه فوق، نخست مردم را دعوت به عبادت و بندگى پروردگار و ترك شرك و بت پرستى ج كه ريشه اصلى برنامه‏هاى اسلامى است- مى‏كند. دعوت به توحيد و يگانه پرستى روح را پاك، نيت را خالص، اراده را قوى و تصميم را براى انجام دادن هر برنامه مفيدى محكم مى‏سازد. از آنجا كه اين آيه بيان كننده يك رشته از حقوق اسلامى است، قبل از هر چيز، اشاره به حق خداوند بر مردم، پرستيدن او و شريكى براى او برنگزيدن كرده است.
سپس، اشاره به حق پدر و مادر شده و توصيه گرديده است كه بايد به آنان نيكى كرد. از اين تعبيرهاى مكرر در قرآن كريم بر بندگى خدا واحسان به والدين، استفاده مى‏شود كه بيان اين دو ارتباط است. در حقيقت هم، چنين است، چون بزرگترين نعمت، نعمت هستى و حيات است كه در درجه اول از ناحيه خداست و درمراحل بعد، به پدر و مادر ارتباط دارد. بنابراين، ترك حقوق پدر و مادر، همدوش شرك به خداست.
4- «قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم الا تشركوا به شيئاً و بالوالدين احساناًأ» (انعام 151) بگو، بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده بيان كنم كه چيزى را با او شريك نكنيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
ذكر نيكى به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرك و قبل از دستورهاى مهمى مانند تحريم قتل نفس و اجراى اصول عدالت، دليل بر اهميت بسيار حق پدر و مادر در دستورهاى اسلامى است. اين موضوع وقتى روشنتر مى‏شود، كه توجه كنيم به جاى «آزار به پدر و مادر»- كه هماهنگ با ديگر تحريمهاى اين آيه است-،احسان و نيكى به آنان ذكر شده است. يعنى نه تنها ايجاد ناراحتى براى آنان حرام است، بلكه احسان و نيكى به آنان نيز لازم و ضرورى است. جالبتر اين كه، كلمه «احسان» به وسيله «ب» متعدى شده و فرموده است: « بالوالدين احساناً»احسان گاهى با «الى» و گاهى با «ب» ذكر مى شود، معناى‏آن نيكى كردن به طور مستقيم و بدون واسطه است، بنابراين، اين آيه تاكيد مى‏كند كه موضوع نيكى به پدر و مادر را بايد آنقدر اهميت داد، كه شخصاً و بدون واسطه، به آن اقدام كرد.
5- «ولقد اتينا لقمان الحكمه ان اشكر الله و من يشكر فانما يشكر لنفسه و من كفر فان الله غنى حميد و اذقال لقمان لابنه و هو يعظه يا بنى لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظيم و وصينا الانسان بوالديه حملته امه وهناً على وهن و فصاله فى عامين ان اشكرلى ولوالديك الى المصير و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس من اناب الى ثم الى مرجعكم فانبئكم بما كنتم تعلمون» (لقمان 15-12) و آدمى را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش به او حامله شد و هر روز ناتوانتر مى شد و پس از دو سال از شيرش باز گرفت. و سفارش كرديم كه مرا و پدر و مادرت را شكر گوى كه سرانجام تو نزد من است. اگر آن دو به كوشش از تو بخواهد تا چيزى را كه نمى‏دانى چيست با من شريك گردانى، اطاعتشان مكن. در دنيا با آنان به وجهى پسنديده زندگى كن و خود، راه كسانى را كه به درگاه من باز مى‏گردند. در پيش گير، بازگشت همه شما به سوى من است و من از كارهايى كه مى‏كرده‏ايد، آگاهتان مى‏كنم.
در آيه اول، نتيجه «شكر» و «كفران» نعمتها، به اين صورت بيان شده كه شكر نعمت، به سود خود انسان، و كفران هم به زبان خود او است. خداوند از همگان بى‏نياز است. اگر همه ممكنات شكر كنند، چيزى بر عظمتش افزوده نمى‏شود و اگر جمله موجودات كافر شوند. بر دامن كبريايى‏اش گردى ننشيند.
«ل» در جمله «ان اشكرالله»، براى اختصاص و در «لنفسه» براى نفع است. بنابراين، سود شكرگزارى كه همان دوام نعمت، و افزايش آن به اضافه ثواب آخرت است، به خود انسان بر مى‏گردد؛ همان گونه كه زيان كفران، فقط دامان خودش را مى‏گيرد.
تعبير: «غنى حميد»، اشاره به اين است كه شكر گزار در برابر افراد عادى، يا چيزى به بخشنده نعمت مى‏دهد يا اگر چيزى نمى‏دهد، با ستايش او مقامش را در انظار مردم بالا مى‏برد. ولى درباره خداوند، هيچ يك از اين دو، معنا ندارد.او از همگان بى‏نياز، و شايسته ستايش همه ستايشگران است. فرشتگان حمد او را مى‏گويند، و تمام ذرات موجودات به تسبيح و حمد او مشغولند. اگر انسانى به زبان قال كفران كند، كمترين اثرى ندارد؛ زيرا ذرات وجود خودش، به زبان حال مشغول حمد و ثناى اويند.
شكر با «صيغه مضارع» نشانه تداوم واستمرار است، و كفر با «صيغه ماضى» كه حتى بريك مرتبه است بيان شده است. اين نكته، اشاره به اين است كه كفران حتى براى يك بار، ممكن است عواقب دردناكى بار آورد اما شكر لازم است كه مستمر و مداوم باشد تا انسان مسير تكامل خود را طى كند.
بعد از معرفى لقمان و مقام و حكمت او، به نخستين اندرز وى- كه در عين حال مهمترين توصيه به فرزندش مى باشد- اشاره شده است. حكمت لقمان ايجاب مى‏كند كه قبل از هر چيز، به سراغ توحيد، اساسى‏ترين مسئله عقيدتى، برود؛ زيرا هر حركت تخريبى و ضد الهى، همچون: دنيا پرستى، مقام پرستى و هوا پرستى، شاخه‏اى از شرك به شمار مى‏روند. نكته قابل توجه اينكه، لقمان حكيم دليل بر نفى شرك را اين ذكر مى‏كند كه شرك، ظلم عظيم است؛ آن هم با تعبيرى، كه از چند جهت تاكيد دارد. و چه ظلمى از اين بالاتر، كه هم درباره خدا انجام بگيرد و موجود بى‏ارزشى را همتاى او قرار دهند، و هم درباره خويشتن انجام شود. و انسان از اوج عزت عبوديت پروردگار به قعر دره ذلت پرستش غير او ساقط كند. دو آيه بعد، در حقيقت جمله‏هاى معترضه‏اى است كه در لابه لاى اندرزهاى لقمان از سوى خداوند بيان شده است. البته معترضه، به معناى بى‏ارتباط نيست، بلكه به معناى سخنان الهى است كه ارتباط روشنى با سخنان لقمان دارد. در اين آيه، بحث از وجود، زحمات، خدمات و حقوق پدر و مادر، و قرار دادن شكر آنان در كنار شكر خداوند است. به علاوه، تاكيدى بر خالص بودن اندرزهاى لقمان، به فرزندش نيز شمرده مى شود، زيرا پدر و مادر با اين علاقه وافر و خلوص نيت، ممكن نيست جز خير و صلاح فرزند را در اندرزهايشان بازگو كنند.
آنگاه، به زحمات بسيار مادر اشاره مى‏شود. اين مسئله از نظر علمى ثابت شده و تجزيه نيز نشان داده است، كه مادران در هنگام باردارى گرفتار سستى مى‏شوند؛ زيرا شيره جان و مغز استخوان را به پرورش جنين خود اختصاص مى‏دهند، و از تمام مواد حياتى وجود خود بهترينش را تقديم او مى‏كنند. به همين دليل، مادران در دوران باردارى گرفتار كمبود انواع ويتامينها مى‏شوند كه اگر جبران نشود، ناراحتى‏هايى را براى آنان به وجود مى‏آورد. اين ويژگى، در دوران رضاع و شير دادن نيز ادامه مى‏يابد؛ چرا كه شير، شيره جان مادر است. لذا به دنبال آيه، آمده است كه پايان نكته، اشاره شده است: «والوالدات يرضعن اولادهن حولين كاملين» (بقره 233) مادران فرزندانشان را دو سال تمام شير دهند. البته، منظور دوران، كمتر از دوسال انجام شود. به هر حال، مادر در اين 23 ماه، دوران حمل و دوران شير خوارگى، بزرگترين فداكارى راهم از نظر روحى و عاطفى، هم از نظر جسمى، و هم از جهت خدمات، دربارة فرزندش انجام مى‏دهد.
جالب اينكه در آغاز توحيد، پدر و مادر را ذكر مى‏كند، ولى به هنگام بيان زحمت و خدمات، تكيه روى زحمات مادر است تاانسان متوجه ايثارگريها و حق عظيم او شود. سپس، به شكر خداوند و شكر پدر و مادر سفارش شده است. شكر خدا را بايد كرد، زيرا خالق و منعم اصلى انسان، خداست كه چنين پدر و مادر مهربانى را به ما داده است. و هم شكرگزار پدر و مادر بايد بود، كه به واسطه اين فيض و عهده‏دار انتقال نعمتهاى خداوند به انسان مى‏باشند.
و در پايان، آيه با لحنى كه خالى از تهديد و عتاب نيست، مى فرمايد: «بازگشت همه شما، به سوى من است». اگر در اينجا كوتاهى كنيد، در بارگاه الهى تمام اين حقوق، زحمات و خدمات مو به مو بررسى و محاسبه مى‏شود. بعضى از مفسران در اينجا به نكته‏اى توجه كرده‏اند كه در قرآن مجيد، تاكيد بر رعايت حقوق پدر و مادر بارها آمده است. اما سفارش به فرزندان- جز درباره نهى از كشتن فرزندان كه يك عادت شوم و زشت استثنايى در عصر جاهليت بود- كمتر ديده مى‏شود. اين نكته به دليل آن است كه پدر و مادر به حكم عواطف نيرومندشان، كمتر ممكن است فرزندان را به دست فراموشى بسپارند. در حالى كه بسيار ديده شده است كه فرزندان، پدر و مادر را به ويژه به هنگام پيرى و از كار افتادگى، فراموش مى كنند: اين دردناكترين حالت براى پدر و مادر، و بدترين ناشكرى براى فرزندان محسوب مى‏شود. از آنجا كه توصيه نيكى درباره پدر و مادر ممكن است اين توهم را براى بعضى ايجاد كند كه حتى در مسئله عقايد، كفر و ايمان بايد با آنان مماشات كرد، در آيه بعد تاكيد مى‏كند كه هرگز نبايد رابطه انسان با پدر و مادرش، مقدم بر رابطه او با خدا باشد. پس، هرگز نبايد عواطف خويشاوندى، حاكم بر اعتقاد مكتبى انسان شود. تعبير به «جاهداك»، اشاره به اين است كه پدر و مادر گاه به گمان اينكه سعادت فرزندشان را مى‏خواهند، تلاش و كوشش مى‏كنند كه او را به عقيده انحرافى بكشانند. وظيفه فرزندان اين است كه هرگز در برابر اين فشارها تسليم نشوند، استقلال فكرى خود را حفظ كنند، و عقيده توحيد را با هيچ معاوضه نكنند. همچنين، جمله «ماليس لك به علم».اشاره به اين است كه اگر فرضاً دلايل بطلان شرك را ناديده بگيريم، حداقل دليلى بر اثبات آن نيست. از آنجا كه ممكن است اين فرمان اين توهم را به وجود آورد كه در برابر پدر و مادر مشرك بايد شدت عمل داشت و بى‏حرمتى كرد، بلافاصله اضافه مى كند كه اطاعت نكردن از آنان در كفر و شرك، دليل بر طرز شايسته‏اى رفتار كرد، ولى از نظر اعتقاد و برنامه‏هاى مذهبى تسليم افكار و پيشنهادهايشان نشد. اين رفتار، درست نقطه اصلى اعتدال، و راه پيامبران و مومنان راستين است. لذا، بعد مى‏افزايد كه مومنان بايد راه كسانى را پيروى كنند، كه به سوى خداوند باز مى‏گردند؛ چرا كه بازگشت همه به سوى خداوند است، و خداوند انسان را ازكارهايشان آگاه مى‏سازد و طبق آن پاداش و كيفرى مى‏دهد.
نفى و اثباتهاى پى در پى، و امر و نهى‏ها در آيات فوق، براى اين است كه مسلمانان در اين گونه مسائل كه در بدو نظر تضادى در ميان انجام دادن دو وظيفه لازم تصور مى‏شود- خط اصلى را پيدا كنند و بدون كمترين افراط و تفريط، در مسير صحيح قرار گيرند.اين دقت و ظرافت قرآن در اين ريزه كاريها، از چهره‏هاى فصاحت و بلاغت عميق آن است.
وصينا الانسان بوالديه حسنا و ان جاهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما الى مرجعكم فانبئكم بما كنتم تعملون» (عنكبوت 8) و به آدمى سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند و اگر آن دو بكوشند كه تو چيزى را كه بدان آگاه نيستى شريك من قرار دهى، اطاعتشان مكن. بازگشت همه شما به سوى من است و شما را به كارهايى را مى‏كرده‏ايد، آگاه مى‏كنم. روايات مختلفى در شان نزول اين آيه آمده، كه چكيده آن اين است كه «بعضى از مردانى كه در مكه بودند، ايمان و اسلام را پذيرفتند. هنگامى كه مادرشان از اين مسئله آگاه شدند، تصميم گرفتند كه غذا نخورند و آب ننوشند تا فرزندانشان از اسلام باز گردد. گر چه هيچ كدام از اين كدام از اين مادران به گفته خود وفا نكردند و اعتصاب غذا را شكستند. ولى اين آيه نازل شد و خط روشنى در برخورد با پدر و مادر در زمينه ايمان و كفر به دست همگان داد.
آيا احترام به والدين شرط هم دارد؟

پدر و مادر و فرزندان از نظر اسلام هر كدام حقوقى نسبت به يكديگر دارند كه اگر رعايت نكنند شرعاً مسؤول هستند وظيفه پدر و مادر عبارت است از:
1- تربيت صحيح فرزندان و راهنمايى آنان به وظايف دينى واجتماعى و...،
2- انتخاب نام خوب براى آنها،
3- تعليم و تعلم آنها مخصوصاً آشنا كردن آنان با قرآن،
4- فراهم نمودن مخارج معمولى زندگى فرزندان در حد توان.
وظيفه فرزندان نيز عبارت است از؛ احترام به پدر و مادر و تواضع در مقابل آنها و قدردانى از زحمات آنان. حال اگر هر كدام از اين‏ها وظيفه خود را انجام نداد، سبب نمى‏شود كه ديگرى هم انجام وظيفه نكند. بنابراين اگر فرضاً پدر و مادر شما وظيفه‏يشان را نسبت به شما انجام نداده باشند، اين دليل نمى‏شود كه شما نسبت به آنها بى‏احترامى كنيد و در انجام وظايف خود كوتاهى نماييد. مسأله احترام به پدر و مادر از احكام نورانى اسلام است. فرزند در هر رتبه و مقامى كه باشد و پدر و مادر او صاحب هر مسلك و مرامى باشند، وظيفه فرزند احسان به پدر و مادر و خوش‏رفتارى با آنان است. خداوند متعال در چهار آيه قرآن، پس از دعوت مردم به عبادت خويش، آنان را به احسان و نيكى به پدر و مادر فرمان داده است، و در سه آيه ديگر سفارش به احسان به پدر و مادر نموده است. بقره ، آيه 83نساء ، آيه 36انعام ، آيه 151اسراء ، آيه 23 عنكبوت ، آيه 8لقمان ، آيه 14احقاف ، آيه 15 در سوره اسراء فرموده است: «و خداى تو حكم فرموده كه جز او هيچ كس را نپرستيد و درباره پدر و مادر نيكويى كنيد و اگر يكى يا هر دو پير و سالخورده شوند، كلمه‏اى كه آنان را رنجيده خاطر كند بر زبان نياوريد و كمترين آزارى به آنها نرسانيد و با ايشان با اكرام و احترام سخن بگوييد و همواره بال و پر تواضع و تكريم را با كمال مهربانى نزدشان بگستران و بگو: پرودگارا ! همانگونه كه پدر و مادر مرا از كودكى به مهربانى بپروردند، تو در حق آنها رحمت و مهربانى فرما». و در سوره لقمان فرموده است: «... شكر من و شكر پدر و مادرت را به جاى آور ... و اگر آنها تو را به شرك دعوت كردند، در اين صورت از آنان اطاعت مكن، ولى در دنيا با آنها به حسن خلق مصاحبت كن». با توجه به آيات قرآن، تصور نمى‏كنيم هيچ ابهامى در مورد وظيفه شما نسبت به پدر و مادرتان وجود داشته باشد. البته آن جا كه بخواهند شما را به معصيتى وادار كنند و يا شما را به آن فرا خوانند، نبايد از آنان اطاعت كنيد. اما در عين حال مخالفت و سرپيچى از فرمان‏هاى ايشان در اين موارد، نبايد با رفتار تند خشونت‏بار و اهانت‏آميز همراه باشد. برخورد با پدر و مادر اثر وضعى دارد يعنى نيكى و احسان به آنان و يا بدى و جسارت به آنان در همين زندگى دنيوى عكس‏العمل خواهد داشت چه رسد به آخرت كه به طور قطع ثواب و عقابى مهمتر از اين دنيا در پى دارد. حرمت پدر و مادر سنتى است كه اگر حفظ شود فرزندان شما نيز با شما چنين خواهند كرد. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: برّوا آباءكم يبركم ابناؤكم‏؛ به پدران خود نيكى كنيد تا فرزندان شما نيز به شما نيكى كنند، (بحارالانوار، ج 74، ص‏65). مشخص است كه نظر خاصى به پدر نيست و والدين منظور است.
منظور از«حقوق والدين» چيست؟
در لغت «حق» را «قرار گرفتن چيزي در جايي كه شايسته‌ي آن است» و نيز «امري ثابت كه انكار آن جايز نيست» معنا كرده‌اند (عسكري، 1412 ه.ق، ص193، شماره‌هاي 772 و773). «حقوق» نيز جمع «حق» است (مختار الصحاح، ص140، ذيل «ح ق ق») و با در نظر گرفتن اينكه به والدين اضافه شده، منظور از آن همه‌ي امور ثابت (اخلاقي) است كه بايد چنان‌كه شايسته‌ي والدين است به جاي آورده شوند و تخطي از آنها نيز جايز نيست و البته سزاوارترين افراد براي رعايت اين حقوق، فرزندان آنها هستند. از «رعايت حقوق والدين» به «احترام به والدين» و يا «نيكي (نيكوكاري) به (با) والدين» نيز ياد مي‌شود.
1-2. چرا پرداختن به حقوق والدين ضرورت دارد؟
خانواده به عنوان كوچك‌ترين مجموعه‌ي تشكيل دهنده‌ي جامعه در اعتلا و يا انحراف آن نقش مؤثري دارد كه به اعتلا و يا انحراف خود خانواده پيوند خورده است. بر اين اساس يكي از عواملي كه موجب ثبات و اعتلاي خانواده خواهد شد آن است كه اعضاي اين مجموعه‌ي كوچك حقوق يكديگر را رعايت كنند. اين امر در نهايت موجب رعايت حقوق جامعه از سوي افراد خانواده و بالعكس رعايت حقوق ايشان از سوي جامعه خواهد شد. احترام فرزندان به حقوق والدين نيز در همين حوزه قرار مي‌گيرد كه پدر و مادر را در ايفاي نقش راهبري خانواده تقويت و ترغيب خواهد كرد و در نتيجه موجب تقويت نقش خود خانواده در پيشبرد اهداف متعالي جامعه خواهد شد.
مطالعه‌ي متون ديني مختلف نشان مي‌دهد كه احترام به پدر و مادر همواره به عنوان فضيلتي اخلاقي در حوزه‌ي مسائل ديني مطرح بوده است. در عهد عتيق (تورات) مي‌بينيم كه حضرت يعقوب (عليه‌‌السلام) از برخي فرزندانش به‌خاطر انجام اعمالي كه آبروي ايشان را خدشه‌دار كرده است بيزاري مي‌جويد و آنها را سرزنش مي‌كند (سفر پيدايش، فصل 49، ص 50- 51، فقرات 3- 5). همچنين در بين ده فرماني كه خداوند به حضرت موسا (عليه‌‌السلام) وحي فرموده بود اين فرمان نيز وجود داشت كه: «پدر و مادر را احترام كن تا در سرزميني كه خداوند به تو خواهد بخشيد، عمر طولاني داشته باشي» (سفر خروج، فصل 20، ص 74، فقره‌ي 12؛ نيز ر.ك فصل 21، فقرات 15 و 17). در عهد جديد (انجيل) نيز ديده مي‌شود كه حضرت عيسا (عليه‌‌السلام) بزرگان يهود را به‌خاطر تحريف فرمان ياد شده مورد عتاب قرار مي‌دهد (انجيل متا، فصل 15، ص 911- 912، فقرات 3- 6). همچنين در انجيل لوقا از اينكه مسيح (عليه‌‌السلام) همواره مطيع والدين خود بود سخن رفته است (فصل 2، ص963، فقره‌ي 15).
در دين اسلام نيز علاوه بر متن مقدس آن، يعني قرآن كريم كه ذكر آن خواهد آمد، در سخنان پيشوايان ديني آن هم به موضوع رعايت حقوق والدين توجه فراواني شده است؛ چنان‌كه پيامبر مكرم اسلام (صلي‌الله‌عليه‌وآله) «برّ (نيكويي) به والدين» را پس از «نماز اول وقت» و پيش از «جهاد در راه خدا» به عنوان يكي از محبوب‌ترين اعمال در نزد خداوند معرفي فرموده‌اند (صحيح بخاري، ج1، ص134، كتاب مواقيت الصلاﺓ). همچنين ايشان در روايتي ديگر حقوق والدين را بر فرزندان چنين بيان فرموده‌اند كه فرزند نبايد والدين خود را به نام صدا بزند و در راه رفتن و نشستن بر آنها سبقت گيرد و موجب توهين ديگران به ايشان شود (كافي، ج20، ص 159، باب البرّ بالوالدين).
گرچه قرآن مجيد در آيات خود اشاراتي به چرايي رعايت حقوق والدين (به‌ويژه مادر) كرده است (ر.ك بخشهاي بعدي مقاله)، اما به نظر مي رسد با توجه به اينكه اين كتاب آسماني خود را مايه‌ي هدايت بشر دانسته (بقره/ 2، 97) و با بيان احكامي چون حرمت ربا و زنا، قصاص، احكام ارث و ...، اصلاح خانواده و اجتماع و حفظ حرمت و سلامت آنها را مد نظر داشته است و با توجه به مقدمه‌ي ياد شده درباره‌ي نقش خانواده دراجتماع، مي‌توان مقوله‌ي رعايت حقوق والدين را نيز از همين دست دانست و هدف از بيان آن را اصلاح و تقويت نظام خانواده و اجتماع بيان كرد.
در مقاله‌ي حاضر بر آن نيستم تا موضوع فوق را از ديد علوم مربوط به آن موشكافي علمي كنيم. بلكه هدف بررسي آيات مرتبط با اين مسأله به منظور آشنايي هر چه بيشتر با مفاهيم مطرح شده در قرآن است.
2. كليات
آيات قرآن را برحسب چگونگي پرداختن به موضوع حقوق والدين مي‌توان به دو گروه تقسيم كرد: درگروه اول، مدلول مستقيم آيات بحث حقوق والدين است كه فهرست آنها عبارت است از:
1- بقره: 83، 180، 215؛
2- نساء: 11، 36؛
3- انعام: 151؛
4- اسراء: 23- 24؛
5- عنكبوت: 8؛
6- لقمان: 14، 15؛
7- احقاف: 15.
اما در گروه دوم آيات بحث اصلي آيه حقوق والدين نيست و فقط مضمون آنها با اين موضوع مرتبط است؛ مثلاً آيات 135 سوره‌ي نساء، 141 سوره‌ي ابراهيم، 14 و 32 سوره‌ي مريم، 28 سوره‌ي نوح و 102 سوره‌ي صافات.1
وجود مفاهيمي چون «احسان به والدين» (بقره/ 83) «برّ به والدين» (مريم/ 14) و «سفارش شدن انسان به والدينش» (عنكبوت/ 8) در آيات گروه اول ما را به وجود بحث حقوق والدين درقرآن رهنمون مي‌شود. در اين آيات توصيه به رعايت حقوق والدين و بيان وظايف فرزندان (و در واقع بيان مصاديق اين حقوق) نمود دارد.
3. بررسي آيات
1-3. اهميت حقوق والدين از نظر قرآن كريم
بررسي آيات ياد شده نشان مي‌دهد كه از منظر قرآن كريم اين موضوع جايگاه ويژه‌اي در بين مفاهيم اخلاقي ديگر دارد. لحن خطابي و نيز آمرانه‌ي به كار رفته در اين آيات و نيز عبارات تأكيدآميز آنها مؤيد اين مدعاست.
مثال 1: «و اذ اخذنا ميثاق بني‌اسرائيل لاتعبدون الّا الله و بالوالدين احسانا ...» (بقره/ 83).
و (به ياد آوريد) زماني را كه از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز الله را عبادت نكنيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.
پيمان گرفتن بر رعايت احوال والدين، كه امر بر اين كار را در تقدير دارد، عبارت تأكيدآميزي است كه بر اهميت اين امر اشاره مي‌كند (مجمع البيان، ج1،ص149).
مثال 2: «و قضي ربك ٲلّاتعبدوا الّا ايّاه و بالوالدين احسانا ...»(اسراء/ 23).
و پروردگارت حكم كرد كه جز او را عبادت نكنيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.
عبارت «و قضي ربك» دراين آيه به الزامي بودن احسان به والدين دلالت دارد. چنان‌كه فعل نهي «الاتعبدوا» نيز مؤيد اين مطلب است (همان، ج3، ص 409).
مثال 3: «و اخفض لهما جناح الذﱡلّ من الرﺣﻤﺔ ...» (اسراء/ 24).
و بالهاي تواضع خويش را از روي رحمت و مهرباني در برابر پدر و مادر
فرود آر.
تعبير استعاري «فرود آوردن بال رحمت» در اين آيه بر حد اعلاي تواضع (قولي و فعلي) در برابر والدين دلالت مي‌كند (همان‌جا) چنان‌كه آغاز شدن آيه با فعل امر«اخفض» (پايين بياور) نيز تأكيد بر اين امر است.
از اين گذشته امر به نيكوكاري به والدين بلافاصله پس از امر به پاييندي به مفاهيم اساسي اعتقادي‌اي چون عبادت خداوند و شرك نورزيدن به ذات او (ر.ك آيات مثالهاي 1 و 2) خود از اهميت والاي اين موضوع در آموزه‌هاي قرآني خبر مي‌دهد.
عبارت «ان‌اشكر لي و لوالديك اليََّ المصير؛ سپاسگزار من و پدر و مادرت باش [و بدان كه] بازگشت [همه] به سوي من است» (لقمان/ 14) نيز بر وجوب سپاسگزاري از والدين همچون وجوب شكرگزاري از خداوند اشاره دارد و آن را از مصاديق شكر (و عبادت) خداوند و بلكه همرديف آن دانسته است، چنان‌كه «اليّ المصير» در انتهاي آيه نيز با ياداوري اينكه سرانجام همگي در محضر خداوندحاضر خواهند شد و او به حساب همگي رسيدگي خواهد كرد انسان را بر اين شكرگزاري ترغيب مي‌كند و از ترك آن بر حذر مي‌دارد (الميزان، ج 16، ص 227).
چنين مطالبي با مراجعه به آيات 36 سوره‌ي نساء، 151 سوره‌ي انعام، 8 سوره‌ي عنكبوت و 15 سوره‌هاي لقمان و احفاف نيز قابل اثبات است.
1-1-3. بحثي ديگر درباره‌ي اهميت رعايت حقوق والدين
نكته‌ي ديگري كه درباره‌ي اهميت رعايت حقوق والدين از منظر قرآن مجيد شايان ذكر است اين است كه قرآن احترام به والدين را از ويژگيهاي بارز پيامبران الاهي و از فضايلي دانسته كه خداوند به ايشان مرحمت فرموده و با اين خصايص آنها را از ديگران متمايز ساخته است؛ مثلاً خداوند در آيه‌ي 14 سوره‌ي مباركه‌ي مريم، ضمن بيان فضايلي كه در وجود حضرت يحيي (عليه‌‌السلام) به وديعه نهاده، او را نيكوكار به والدينش خوانده است: «و بَرّا بوالديه و لم يكن جبارا عصيا».
همچنين به هنگام برشمردن ويژگيهاي آشكاري كه خداوند به وي مرحمت فرموده است از اينكه خداوند او را نيكوكار نسبت به مادرش قرارداده است خبر مي‌دهد: «و بَرّا بوالدتي و لم يجعلني جبارا شقيا» (مريم/ 32).
از اين گذشته آيات قرآن بر وجود چنين ويژگي‌اي درحضرات نوح و ابراهيم (عليهماالسلام) نيزاشاره دارند. آنجا كه ضمن نقل دعاهاي مختلف ايشان به درگاه خداوند از اينكه غفران الاهي را در حق پدر و مادرشان درخواست كرده‌اند خبر مي‌دهد و البته واضح است است كه اين دعا از شخصي صادر نمي‌شود مگر به‌خاطر توجه او به حقوق والدين و رعايت آن. اين آيات عبارتند از:
1- «ربنا اغفرلي و لوالدي و للمومنين يوم يقوم الحساب» (ابراهيم /41).
2- «رب اغفرلي و لوالدي و لمن دخل بيتي مومنا ...»( نوح /28).
اين آيات و نيز آيه‌ي 24 سوره‌ي مباركه‌ي اسراء بيان مي‌دارد كه يكي از وظايف فرزندان در رعايت حقوق والدين و احترام به ايشان آن است كه دعاگوي خير آنان باشند.
ورود یا ثبت نام برای ارسال نظر | ارسال به دوست
قسمت دوم
11/3/1385
2-3. چرايي رعايت حقوق والدين
قرآن مجيد علاوه بر توصيه به رعايت حقوق والدين، دليل اين توصيه‌ها را نيز متذكر شده است كه همانا زحماتي است كه والدين (به‌ويژه مادران) در امر تربيت و نگهداري فرزندان متحمل مي‌شوند (ر.ك همان‌جا و نيز ج 18، ص 217).
شايان ذكر است كه در دو آيه از سه آيه‌اي كه شامل علت احترام به والدين هستند به زحماتي كه مادر در دوره‌ي بارداري و پس از آن متحمل مي‌شود اشاره شده است و اين البته شايد اشاره‌ي لطيفي باشد به نقش برتر و زحمت بيشتر مادر نسبت به نقش و زحمت پدر در امر تولد و تربيت فرزندان؛ اين نكته در آيات 14سوره‌ي لقمان و 15سوره‌ي احقاف قابل مشاهده است:
مثال 1: «و وصينا الانسان بوالديه حملته امه وهنا علي وهن و فصاله في عامين ...» (لقمان/ 14).
به انسان در حق والدينش سفارش كرديم [زيرا كه] مادرش او را با ضعف روزافزون [در دوران بارداري] حمل كرد و تا دو سال [پس از تولد] به او شير داد ....
مثال 2: «و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتي اذا بلغ اشده ...» (احقاف/ 15).
به انسان در حق والدينش سفارش كرديم [زيرا كه] مادرش [در دوران بارداري] به‌دشواري و ناراحتي او را حمل كرد و به دشواري و ناراحتي او را به دنيا آورد [و اين درحالي بود كه] دوران جنيني و شيرخوارگي انسان سي ماه طول كشيد تا آن‌گاه كه به كمال رشدش برسد ....
به‌علاوه از دعايي كه در آيه‌ي 24 سوره‌ي مباركه‌ي اسراء آمده و خداوند انسان را به انجام آن در حق پدر و مادر سفارش كرده است نيز همين معنا بر مي‌آيد:
«و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا»
بگو بار پروردگارا! به آن دو[پدر و مادر] رحمت آر، چنان‌كه در خردسالي مرا [از روي رحمت و مهرباني] پروراندند.
دراين آيه دليل سفارش انسان به دعاي خير در حق والدينش نهفته است و آن مهرباني آنها به فرزند در دوران خردسالي اوست (همان، ج13، ص84).
3-3. بيان مصاديق حقوق والدين (يا وظايف فرزندان در احترام به والدين)
با مطالعه‌ي آيات قرآني مشخص مي‌شود كه قرآن در اين زمينه هم به ارائه‌ي رهنمود پرداخته است، اگرچه اين رهنمودها به تفصيل و با بيان موارد جزئي‌تر در روايات معصومين (عليهم‌السلام) آمده است كه در مقدمه ذكر شد.
الف- گفتار و كردار نيك با والدين
«... و بالوالدين احسانا ٳما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اُف و لاتنهرهما و قل لهما قولا كريما» (اسراء/ 23).
به پدر و مادر نيكي كنيد و چون يكي يا هر دو به پيري رسند حتّا به آنان «اُف» مگو و آنها را از خود مران بلكه بزرگوارانه با ايشان سخن بگوي.
«و اخفض لهما جناح الذل من الرﺣﻤﺔ ...» (اسراء/ 24).
و بالهاي تواضع خويش را از روي رحمت و مهرباني در برابر پدر و مادر فرود آر....
آيات فوق مؤيد اين نكته‌اند كه فرزندان در دوران پيري والدين بايد در برخورد با ايشان صبر و بردباري پيشه كنند و بيش از پيش بر مهرباني و عطوفت خود با ايشان بيفزايند، چرا كه آنها به واسطه‌ي شرايط خاص اين دوره، از دست رفتن توان جسمي و فكري، ممكن است رفتار و يا گفتاري از خود بروز دهند كه تحمل آن براي فرزندانشان كه جوانند، سخت باشد، و يا ممكن است نياز به نگهداري داشته باشند، در چنين شرايطي فرزندان بايد دوران ناتواني خود را در كودكي و زحماتي را كه والدينشان به خاطر شرايط خاص فرزندشان در آن دوران متحمل مي‌شدند به ياد آورند و هر چه بيشتر در رعايت احوال آنها بكوشند گرچه به طريق اولي رعايت اين امر به دوران جواني والدين نيز قابل تعميم است.
ب- دعاگوي والدين بودن
كه ذكر دربخش (1- 1- 3) آمد.
ج- انفاق به والدين
آيه‌ي 215 سوره‌ي مباركه‌ي بقره فرزندان را به انفاق از اموال خود به والدين و يا انجام اعمال خير- انفاق عملي- در حق آنان دعوت مي‌كند:
«يسئلونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الاقربين و ...» (ر.ك همان، ج2 ، ص 167).
[اي پيامبر] از تو مي‌پرسند كه چه انفاق كنند. بگو هر مالي كه مي‌بخشيد پس [بهتر است] به والدين و نزديكان و ... ببخشيد.
د- ارث بردن والدين از اموال فرزندان
بنا بر آيات قرآن مجيد والدين از اموال فرزندان درگذشته‌ي خويش ارث مي‌برند و اين امر يكي ديگر از حقوق والدين است كه فرزندان در وصيت خود پيش از مرگ و يا بازماندگان آنها پس از مرگشان بايد به آن توجه كنند و آن رابه انجام برسانند.
«كتب عليكم اذا حضر احدكم الموت ان‌ترك خيرا الوﺻﻴﺔ للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا علي المتقين (بقره/ 180).
بر شما فرض است كه چون نشانه‌هاي مرگ شما آشكار شود اگر مال [قابل توجهي] در اختيار دارد به نحو عادلانه‌اي آن را براي والدين و نزديكان خود وصيت كند كه اين امر بر پرهيزكاران الزامي است.2
از اين گذشته، آيه‌ي 11 سوره‌ي مباركه‌ي نساء هم به نسبت اموالي كه وارثان، از جمله والدين، به ارث خواهند برد اشاره كرده است.
3-4. حد رعايت حقوق والدين
ممكن است مطالب گذشته اين نكته را به ذهن متبادر سازد كه لازمه‌ي احترام به والدين اطاعت مطلق از ايشان در تمامي امور است، اما بايد گفت كه از ديدگاه قرآن چنين روشي در برخورد با ايشان صحيح نيست. بنا بر آيات قرآن احترام به پدر و مادر و رعايت حقوق ايشان در جاي خود محفوظ است، اما اطاعت از ايشان و حفظ منافع آنان تنها تا جايي واجب است كه به خروج فرزندان از دايره‌ي عبوديت الاهي و مسير حق و عدالت منتهي نشود. چنان‌كه آيه‌ي 135 سوره‌ي مباركه‌ي نساء افراد را به برپايي قسط (عدل و داد) و شهادت دادن به حقيقت و راستي امر مي‌كند، حتّا اگر بر ضد خود و يا والدين و نزديكانشان تمام شود: «... كونوا قوامين بالقسط شهداء لله و لو علي انفسكم او الوالدين و الاقربين ...».
افزون بر اين، آيه‌ي 8 سوره‌ي مباركه‌ي عنكبوت به‌صراحت انسان را از اينكه در برابر تلاش والدينش در شرك ورزيدن او به خداوند عقب‌نشيني كند و به خدا مشرك شود نهي كرده است، چنان‌كه با آوردن عبارت «اليّ مرجعكم» (بازگشت شما به سوي من است) نيز بر شدت اين نهي افزوده، چرا كه ياداور گرفتار شدن به عذاب اخروي الاهي در صورت شرك به اوست:
«و وصينا الانسان بوالديه حسنا و ان‌جاهداك لتشرك بي ما ليس لك به علم فلاتطعهما اليّ مرجعكم فانبّئكم بما كنتم تعلمون.»
به انسان سفارش كرديم كه به والدينش نيكي كند و اگر آن دو سعي كردند كه چيزي را كه به آن علم نداري شريك من قرار دهي از آنها اطاعت نكن، [آگاه باش] كه به سوي من باز خواهيد گشت و شما را به آنچه مي‌كرديد آگاه خواهم ساخت.
اما خداوند در آيه‌ي 15سوره‌ي مباركه‌ي لقمان به اين نكته اشاره مي‌كند كه عدم اطاعت فرزند از والدين در اموري كه موجب خلل و سستي در ايمان و اعتقادش به خداوند مي‌شود مجوز بدرفتاري او با ايشان و ترك اطاعت وي از آنها در امور غيراعتقادي نمي‌شود (همان، ج 16، ص 227).
قرآن در همين باره به ارائه‌ي الگويي از والديني مي‌پردازد كه فرزندان خود را به اطاعت امر خدا فرا مي‌خوانند و فرزندان نيز خالصانه از اين دعوت اطاعت مي‌كنند. آيه‌ي 102 سوره‌ي مباركه‌ي صافات به داستان مشهور حضرت اسماعيل (عليه‌السلام) در اطاعت از امر پدرش، مبني بر ذبح كردن او به فرمان الاهي اشاره مي‌كند:
«... قال يا بني اني اري في المنام اني اذبحك فانظر ماذا تري قال يا ابت افعل ما تؤمر ستجدني ان‌شاءالله من الصابرين».
گفت: پسرم، در خواب ديدم كه تو را ذبح مي‌كنم. در اين باره چه نظري داري؟ گفت: اي پدر، آنچه را كه به آن فرمان داده شده‌اي انجام بده كه به خواست خداوند [در سختيها و امتحانهاي ا لاهي] مرا از صابران خواهي يافت.3
در مقابل، آيه‌ي 17 سوره‌ي مباركه‌ي احقاف از كسي صحبت مي‌كند كه با لحني عتاب‌آميز والدين خود را به‌خاطر آنكه وي را به ايمان آوردن به وعده‌هاي الاهي دعوت مي‌كردند مورد خطاب قرار مي‌دهد و از اطاعت ايشان سرباز مي‌زند:
«و الذي قال لوالديه اف لكما اتعدانني ان‌اخرج و قدخلت القرون من قبلي ...»
و آن كه به والدينش گفت: اف بر شما باد! آيا مرا وعده مي‌دهيد كه [زنده از گور] بيرون آورده شوم، در حالي كه نسلهاي [زيادي] پيش از من بوده‌اند [و زنده از گور بيرون نشدند]

برترين توصيه نسبت به پدر و مادر

يكى از مهمترين آزمايشهاى الهى، مسئله تضاد خط ايمان و تقوا با پيوندهاى عاطفى و خويشاوندى است. قرآن در اين زمينه تكليف مسلمانان را بروشنى بيان كرده است. در اين بخش، آيات آمده در اين زمينه، بررسى مى‏شود.
1. «و وصينا الانسان بوالديه احساناً» (حقاف 15) و انسان را سفارش كرديم كه به پدر و مادرش نيكى كند. اگر چه اين حكم، يك حكم تشريعى است، ولى اين مسئله پيش از آنكه يك لازم تشريعى باشد، به صورت يك قانون تكوينى درنهاد همه انسانها وجود دارد. تعبير به «انسان» در اينجا جلب توجه مى كند؛ زيرا اين قانون مخصوص مومنان نيست، بلكه هر كس شايسته نام انسان است، بايد هميشه به پدر و مادر حق شناس باشد. هر چند با اين اعمال، هرگز نمى‏تواند دين خود را به آنان ادا كند.
سپس، براى اين كه تصور نكند كه پيوند عاطفى با پدر و مادر مى‏تواند بر پيوند انسان با خدا و مسئله ايمان حاكم شود، با يك استثناى صريح تاكيد مى‏كند كه اگر پدر و مادر تلاش و كوشش كنند كه فرزندشان براى خدا شريكى قايل شود كه به آن علم ندارد، از آنان نبايد اطاعت كند.
تعبير: « ماليس بك به علم» اشاره به منطقى نبودن شرك است. چون اگر واقعاً شرك صحيح بود، دليلى بر آن وجود داشت. به تعبير ديگر، جايى كه انسان علم به چيزى نداشته باشد، بايد از آن پيروى نكند؛ تا چه رسد به اين كه علم به بطلان آن داشته باشد. پيروى از چنين چيزى پيروى از جهل است. اصولاً، تقليد كوركورانه غلط است، حتى اگر درباره ايمان باشد؛ تا چه رسد به شرك و كفر. به اين ترتيب، از اينجا يك اصل كلى استفاده مى‏شود: « هيچ چيز نمى‏تواند بر ارتباط انسان با خدا حاكم شود؛ حتى پيوند با پدر ومادر، كه نزديكترين پيوندهاى عاطفى است.
حديث معروف امام على (ع): «لا طاعه لمخلوق فى معصيه الخالق» اطاعت از مخلوق در عصيان خالق روا نيست. معيار روشنى را در اين مسائل به دست مى‏دهد.از اين آيات و روايات نتيجه مى‏شود كه اسلام برترين احترام را براى پدر و مادر قائل است. پس، در صورت مشرك بودن و دعوت به شرك- كه منفورترين كارها در نظر اسلام است- باز حفظ احترام آنان در عين نپذيرفتن دعوت آنان به شرك، واجب شمرده مى‏شود.
در حديثى از پيامبر (ص) آمده است كه شخصى خدمت ايشان آمد و عرض كرد: من به چه كسى نيكى كنم»؟
فرمودند: «به مادرت».
دوباره آن شخص سئوال كرد: «بعد از او به چه كسى»؟
فرمودند: «به مادرت».
بار سوم، آن شخص سئوال كردم: «بعد از او، به چه كسى»؟
باز فرمودند: «مادرت».
و در چهارمين بار، پيامبر (ص) توصيه پدر و مادر و ديگر بستگان را به ترتيب نزديكى آنان، به ايشان فرمودند.
در حديث ديگرى، پيامبر (ص) توصيه پدر و ديگر بستگان را به ترتيب نزديكى آنان، به ايشان فرمودند.
در حديث ديگرى، پيامبر (ص) فرمودند: «الجنه تحت اقدام الامهات» (بهشت زير پاى مادران است). يعنى فقط از طريق خضوع و همچون خاك راه بودن در برابر آنان، مى‏توان به بهشت برين راه يافت.
2- «و وصينا الانسان بوالديه احساناً حملته امه كرهاً و وضعته كرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنه قال رب اوزعنى ان شكر نعمتك التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لى فى ذريتى انى تبت اليك و انى من المسلمين» (احقاف 15) و آدمى را به نيكى كردن با پدر و مادر خود سفارش كرديم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمين نهاد. و مدت حمل تا از شير باز گرفتنش، سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به چهل سالگى در آيد. گويد: اى پروردگار من ، به من بياموز تا شكر نعمتى كه بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به جاى آرم. كارى شايسته بكنم كه تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آور. من به تو بازگشتم و از تسليم شدگانم.
اين آيه، از نيكى و شكر به پدر و مادر كه مقدمه‏اى براى شكر پروردگار است، شروع مى‏كند. «وصيت» و توصيه، به معناى مطلق سفارش است. و مفهوم آن، منحصر به سفارشهاى مربوط به پس از مرگ نيست. لذا جمعى از مفسران آن را در اين آيه، به معناى دستور و فرمان تفسير كرده‏اند. سپس به دليل لزوم حق شناسى از مادر، تاكيد مى‏شود كه در طول 30 ماه باردارى و شير دهى، وى بزرگترين ايثار و فداكارى را درباره فرزندش انجام مى‏دهد.
اينكه قرآن در اينجا فقط از ناراحتى‏هاى سخن مى‏گويد، و سخنى از پدر در ميان نيست، نه به خاطر اهميت ندادن به پدر است؛ چرا كه هم در بسيارى از اين مشكلات شريك مادر است. اما چون سهم بيشترى دارد، بيشتر بر او تاكيد شده است.
هنگامى كه انسان به كمال قدرت نيروى جسمانى رسيد و به مرز 40 سالگى وارد شد، سه چيز را از خدا تقاضا مى‏كند: شكر پدر و مادرش، انجام دادن كارهاى خوب و تداوم در رستگارى‏اش در فرزندانش، اين تعبير، نشان مى‏دهد كه انسان با ايمان در چنين سن و سالى، هم از عمق و وسعت نعمتهاى خدا بر او، و هم از نعمتهاى كه پدر و مادر به او كرده است، آگاه مى‏شود؛ زيرا در اين سن و سال، معمولاً خودش پدر يا مادر مى‏شود و با درك زحمات طاقت فرسا و ايثارگرانه آن دو، بى اختيار به يادشان مى‏افتد و به جايشان در پيشگاه خدا شكر مى كند.
تعبير: «لى» (براى من )، ضمناً اشاره به اين است كه صلاح و نيكى فرزندان من در چنان باشد، كه نتايجش عايد من نيز بشود.
تعبير: «فى ذريتى» (فرزندان من)، به طور مطلق اشاره به تداوم صلاح و نيكوكارى در تمام دودمان است.
جالب اينكه در دعاى اول، پدر و مادر را و در دعاى سوم، فرزندان را شريك مى‏كند. ولى در دعاى دوم، براى خود دعا مى‏كند. انسان صالح اينگونه است كه اگر با يك چشم به خويشتن مى‏نگرد، با چشم ديگر به افرادى كه بر او حق دارند. نگاه مى‏كند.

نتيجه

پس از بررسى موضوع احترام به پدر و مادر از نگاه قرآن كريم و ارتباط آن با اطاعت از دستورهاى خداوند، اكنون مى‏توانيم اينگونه جمع‏بندى كنيم كه احترام به والدين، از دستورهاى اكيد دينى است.
درباره تعامل اطاعت از والدين با اطاعت از خدا، مى‏توان گفت كه ما ابتدا اطاعت از دستورهاى خداوند را واجب مى دانيم. سپس، خداوند دستور داده است كه از پدر و مادر اطاعت كنيم، و به آنان احترام بگذاريم. پس، اطاعت از اين دستور خداوند، احترام به والدين را به همراه مى‏آورد. البته، اگر اطاعت از والدين موجب زير پا نهادن دستورهاى الهى شود، براساس نظر اسلام نبايد از آنان اطاعت كرد، و دستور خداوند بر دستور والدين ارجحيت داده شده است. با اين حال، در چنين مواردى، اسلام تاكيد مى‏كند كه بايد با نرمى و متانت با پدر و مادر برخورد كرد. و اسلام، اجازه پرخاش را حتى در زمانى كه پدر و مادر بر خلاف دين دستور داده باشند، به فرزندان نداده است.
________________________________________
پى‏نوشت‏ها:
1- طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، تهران، كانون انتشارات محمدى، 1358.
2- مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، قم، دارالكتب الاسلاميه، 1370.
3- مولانا (تبريزى)، سيد مصطفى، حقوق والدين و فرزند،1349.

 

 
امکانات
ورود به سایت/عضویت
پربیننده ترین مطالب
k3r5uuk7aly5iqp1y7k.jpg
قانونی سازی ویندوز 7 - پشتیبانی از نسخه های Professional و Ultimate حجم فایل: 500
700.gif
عاقل تا بصيرت پيدا نكند، سزاوار نيست صحبت كند. 1***خداوند دو چيز را به من نداد يكي ترس و
616.gif
يكي از بزرگترين دقدغه هاي ذهني داوطلبان اين است كه به چه روشي بايد براي كنكور، درس
18.gif
کامپيوترهاي جديد داراي يک و يا بيش از يک کانکتور Universal Serial Bus)USB) مي باشند. کانکتورهاي فوق
391.gif
سینیت ، یک سنگ دانه ای روشن رنگ و بافتی یکنواخت است که اساسا از فلدسپات پتاسیم و
416.gif
  چوب از اولين مصالحي بود كه انسان براي ساختن پل از آن استفاده كرد. اگرچه در قرن بيستم
525.gif
آشامیدنى ها و تعداد وعده هاى غذایى با تاثیرى که بر روى میکروب هاى موجود در محیط دهان مى
84.gif
برخی مواد قانونی مربوط به ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانشجو، شامل میانگین نمرات،
549.gif
براي باروري, اسپرم مرد به تخمك زن ملحق شده و منجر به پديد آمدن نطفه مي شود. با اين وجود
550.gif
  اخيراً ارتباط بين مصرف داروهاي ضد افسردگي از نوع مهاركننده هاي باز جذب سروتونين (SSRI)
تبلیغات متنی
شرکت توسعه نسل وب
با پرداخت ماهیانه 1000 تومان میتوانید سایت راه اندازی کنید!
انجمنهای گفتگوی سوی.آی آر
انجمن های علمی، فرهنگی و هنری سوی.آی آر
آمار بازديد
mod_vvisit_counterامروز24
mod_vvisit_counterدیروز572
mod_vvisit_counterاین هفته2397
mod_vvisit_counterاین ماه5637
mod_vvisit_counterکل بازدیدها6612241

تمامی حقوق این سایت متعلق به گروه پرشین یوزر می باشد
برداشت مطلب تنها با ذکر منبع مجاز است | نمایش بهتر با Firefox

 
"