|
شنبه ، 10 بهمن 1388 ، 19:08 |
از دير باز گفتهاند: «درس، يك بار؛ تكرار هزار بار». اين يكي از رموز به خاطر سپردن آموختهها، بهرهوري از علوم و كاميابي در آموختن دانش است؛
زيرا معلومات را در وجود آدمي «نهادينه» ميكند و از محو شدنش از لوح جان، مانع ميشود.
آفت فراموشي
هر چيزي آفتي دارد و از آفتهاي علم، «فراموشي» است. اگر در مورد غم و غصهها، دردها و مصيبتها و خاطرات تلخ، نسيان و فراموشي، يك «نعمت» به شمار ميآيد، در عرصة علوم و معارف، يك آفت و آسيب است و گاهي زحمات يك عمر را برباد ميدهد. بسياري از چيزهايي كه از راه خواندن و آموختن و شنيدن و ديدن، به صورت كتبي و شفاهي فرا ميگيريم، در معرض زدوده شدن از صفحة ذهن و بايگاني حافظه است. بسياري نيز از اين نكته گله دارند كه از آن چه ميخوانيم و ميشنويم و ميآموزيم، چيز چنداني در ذهن ما باقي نميماند و با مرور زمان، از ياد ميرود.
چارة نسيان
چاره چيست؟ راه ماندگارسازي دانستهها كدام است؟ نه تنها در ميدان علوم و معلومات ذهني، بلكه در عرصههاي ديگر و حتي در حوادث تاريخي و نقش قهرمانها نيز «ياد» عامل حيات پيوسته است. مطالب علمي نيز با تكرار و تذكر و ياد و مرور، ماندگار ميشوند و در ذهن، رسوخ ميكنند. خود شما نيز قطعاً دريافتهايد كه از آن چه ميشنويد يا ميخوانيد يا خاطره و حكايتي كه در ذهن و خاطر داريد يا آيه و حديث و شعر و لغت و شماره تلفن و نام كتاب و مؤسسهاي كه حفظ كردهايد، هر كدام را براي ديگران بازگو ميكنيد، در ذهنتان نقش ميبندد و ديرتر از يادتان ميرود. اين، يعني تأثير بازگويي و مرور و تكرار در تثبيت ذهني علوم و آموختهها. در سخنان حضرت عليعليهالسلام ميخوانيم: «من اكثر مدارسه العلم لم ينس ما علم و استفاد مالم يعلم؛1 هر كس بازخواني و بررسي دانش را زياد انجام دهد، آن چه آموخته، فراموشش نميشود و آن چه را ندانسته، بهره ميگيرد». آن چه در اين حديث با عنوان «مُدارسه» ياد شده است، همان بازخواني و مرور مجدد و درس و بحث و گفتوگو پيرامون مباحث علمي است و ثمرة ديگر اين روش، روشن شدن مجهولات و نادانستههاست. «مصونيت معلومات» از آفت نسيان، همين تكرار و بازخواني و بازگويي است.
حفاظت از دانستهها
حسرت دانش آموختگان از فراموشي علوم، قابل جبران يا پيشگيري است. از امام صادقعليهالسلام چنين روايت شده كه: «القلب تيكل علي الكتابَه؛2دل، بر نوشته تكيه ميكند». اين حديث اگر معاني مختلفي داشته باشد، يكي هم اين است كه نوشتن و يادداشت، تكيهگاهي براي علوم و راهي براي حفاظت از آنهاست. آن حضرت در سخني ديگر فرموده است: «بنويسيد؛ همانا شما (علوم را) حفظ نخواهيد كرد؛ مگر اين كه بنويسيد»3. پس يك راه حفاظت، ثبت و نوشتن است و راه ديگر، تكرار و يادآوري و بازگويي است كه پيشتر اشاره شد. جوياي دانش، نبايد بين آموختنها فاصله بيندازد؛ زيرا اين فترتها و فاصلهها و عدم استمرار، اندوختهها را از ياد ميبرد. به همان اندازه كه تعطيلات سه ماهة مدارس براي دانشآموزان، سبب از ياد رفتن بسياري از درسها ميشود، در سطوح مختلف علمي هم پيدايش «وقفه» هم نشاط علمي را كم ميكند و هم عامل نسيان است. بنابراين پيوستگي در علوم، تضميني براي تداوم و بقاي معارف ذهني است.
رفع مجهولات، در ساية تكرار معلومات
در كلام حضرت عليعليهالسلام آمده بود كه «مُدارسة علم»، افزون بر حفاظت از دانش، ماية پيدايش علم جديد ميشود. شايد براي شما هم تجربه شده باشد كه از رهگذر بحث و گفتوگوهاي علمي و مباحثات درسي، زواياي پنهان موضوع براي انسان آشكار ميشود و بخشهاي مبهم و فهميده نشدة آن روشن ميگردد. خلاقيت ذهن، بسيار است. هر بار كه فكر و ذهن، روي موضوعي متمركز ميشود، زاويهاي از آن روشن ميشود. اگر دانش، گذرگاهي براي كشف مجهولات است، يكي هم به همين صورت است و با مبنا قرار دادن «دانستهها»، ميتوان «مجهولات» را حل كرد و برطرف ساخت. پيش شرط تحقق اين دو هدف، يعني «حفظ معلومات» و «رفع مجهولات»، داشتن صبر و حوصله براي تكرار درس و بحث و بازخواني و گفتوگوي علمي است و كدام هدف است كه بيصبر و شكيبايي و تحمل به دست آيد؟ در حديثي از عيساي مسيح، چنين نقل شده است: «دروازه علم را نگهبان باشيد؛ دروازة آن، صبر و شكيبايي است»4. اين صبر، يعني شكيبا بودن و عزم و پايداري و نستوهي، هم در مرحلة علمآموزي لازم است و هم در مرتبة تكرار و ياد و بازگويي و ملول نشدن از مرور و بازخواني و بازكاوي. از حضرت عليعليهالسلام نيز چنين روايت است: «علي المتعلم ان يداب نفسه في طلب العلم و لا يمل من تعلمه و لايستكثر ما علم5؛ بر دانشجوست كه در راه طلب دانش، خود را به آن عادت دهد و از علمآموزي خسته نشود و آن چه را دانسته و آموخته، زياد نپندارد»! قناعت، خوب است؛ ولي نه در آموختن علم. از اين رو، نبايد به دانش محدودي كه فرا ميگيريم، بسنده كنيم و شوق افزودن بر معلومات نداشته باشيم. همة اينها، صبر ميطلبد و استقامت ميخواهد. خوش گفت آن معلم دانا كه اي پسر! در علم و فضل و حكمت و دانش، مفيد باش ور نيست مستعد افادت وجود تو باري ميان اهل هنر، مستفيد باش هر لحظه بايد انديشيد كه در چه حاليم؛ فايده رساندن به ديگران يا فايده بردن از ديگران؟ راه سوم، بيراهه و خطاست و با فلسفة وجود انسان آگاه، ناسازگار. «حيات طيبه»، در گرو تلاش علمي و مبارزه با جهل است؛ چه در عرصة اجتماع و چه در كشور وجود خويشتن. حضرت رسول صلياللهعليهوآله به اين حيات دروني در ساية افروختن چراغ دانش و «تذاكر علمي»، چنين اشاره ميفرمايد: «ان الله عزوجل يقول: تذاكر العلم بين عبادي مما تحيي عليه القلوب الميته6؛ خداوند متعال ميفرمايد: مذاكرة علمي و گفتوگوي دانش در ميان بندگانم، از چيزهايي است كه دلهاي مرده در ساية آن، حيات مييابند و زنده ميشوند». از گفتوگوهاي علمي خسته نشويم و از اين راه، هم بر غناي علمي و فكري خويش بيفزاييم، هم مجهولات خود را بكاهيم و هم دانستهها را جاودانه و راسخ بسازيم. عمر، كوتاهتر از آن است كه به بيهودگي و وقتگذراني صرف شود.
porseman.net
|